تبليغاتX
رز مشکی - وداع
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا كه در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ نگاه
شستشويش دهم از لكه عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
 مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد حال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند باد وصال
 ناله مي لرزد
مي رقصد اشك
آه بگذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من
بخدا غنچه شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده به لب ‚ خوينن دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل
+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 1:51  توسط نیکی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام
خوشحالم از اینکه به وبلاگ من سرزدین.
من نیکی هستم متولد شهریور 1364 دانشجوی مدیریت بازرگانی
ایمیل niki_235@yahoo.com
و آیدی niki_235 اگه امری بود در
خدمتم . موفق و پیروز باشید.

نوشته های پیشین
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
.33
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM